"من اگر می دانستم که می شود با کل ذخائر نفت ایران،تمام رودخانه های ایران را سد بست ویک قطره آب نگذاشت که به دریا داخل شود،اگر قدرت داشتم این انتحار سیاسی را می کردم و قرار داد می بستم و یک ساله تمام ذخائر نفت را می دادم به دنیای تشنهء نفت،و پول آن را می گرفتم و صرف بستن آن سدها می کردم.چه آنوقت مطمئن بودم که با فروش ذخائر آتش زای دنیائی سی ساله،ذخیرهء عاقبتی هزار ساله برای مردم فراهم کرده ام."
استاد با ستانی پاریزی ادامه می دهند:مشکل در این است که ما نفت را بدهیم،و پولش را یکراست موز و گوشت و انگور استرالیایی بخریم،یا توپ و تانک و گلوله پانصد هزاذ تومانی بیاوریم و آن را باد هوا کنیم. و به قول صائب:
ندارد مزرع ما حاصلی غیر از تهیدستی
توان در چشم موری جمع کردن حاصل ما را
استاد با ستانی پاریزی ادامه می دهند:مشکل در این است که ما نفت را بدهیم،و پولش را یکراست موز و گوشت و انگور استرالیایی بخریم،یا توپ و تانک و گلوله پانصد هزاذ تومانی بیاوریم و آن را باد هوا کنیم. و به قول صائب:
ندارد مزرع ما حاصلی غیر از تهیدستی
توان در چشم موری جمع کردن حاصل ما را
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر