پس از آنکه آغا محمد خان قاجار به حکومت زندیه خاتمه داد، در تهران حکومت قاجاریه را تاسیس نمود . آنگاه حاکمان آذربایجان رابه تهران احضار نمود . اما"ابراهیم خلیل خان "حاکم قره باغ حاضر نشد که در مراسم پادشاه قاجار شرکت کند ولی بقیه حکام ایالات به تهران آمدند. آغا محمد خان از این نافرمانی عصبانی شد وفورا" به سمت قره باغ و قفقاز لشکر کشی نمود .
او پس از عبور از رود ارس وارد قره باغ گردید. ابراهیم خلیل خان در ابتدا از قلعه اش به نام" شوشی"بیرون آمد و جنگ را آغاز نمود ولی پس از مدتی بدرون قلعه پناه برد .گرفتن قلعه برای آغا محمد خان سخت شد وتلفاتی را بهمراه داشت ، هنگامی که محاصره طولانی تر شد نامه ای برای خلیل خان فرستادو او را به اطاعت از دولت ایران دعوت کرد و در آخر نامه نوشت :
زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
تو ابلهانه گریزی در آبگینه حصار
ابراهم خلیل خان در پاسخ او این شعر را نو شت:
گر نگهدار من آنست که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
....
کتاب حکایات و ضرب المثلها
زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
تو ابلهانه گریزی در آبگینه حصار
ابراهم خلیل خان در پاسخ او این شعر را نو شت:
گر نگهدار من آنست که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
....
کتاب حکایات و ضرب المثلها
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر