۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

پایا ن شب سخن سرایی

دکتر حسین خطیبی در ماه آخر زندگی اش با  تمام توان با بیماری اش مبارزه می کرد.آقای علی آگاه نقل می کند که برادرش به همه تو صیه می کرد که مبادا دکتر به سرطانش پی ببرد.
روزی بهمراه دکتر به منزل آقای حسین امین رفتیم. دکتر از شد ت بیماری و ناراحتی به روی فرش افتاد ، دیدم شعری زمزمه می کند از ایشان خواستم که بلند تربخواند تا مثل همیشه استفاده کنم . دکتر شعر استاد همایی را چنین برایمان خواند:
پایا ن شب سخن سرایی
می گفت ز سوز دل همایی
فریاد کزین رباط کهگل
جان می کنم نمی کنم دل
مرگ آخته تیغ بر گلویم
من مست هوا و آرزویم
روزم سپری شده است و سودا
امروز دهد نوید فردا
مانده است دمی آرزو ساز
من وعده سال می دهم باز
آرزو تنی فسرده جانی
....
علی آگاه اطلاعات شماره24240/(25/11/1380)

هیچ نظری موجود نیست: