۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

چو بیشه تهی ماند از نره شیر


وقتی عبداله ازبک خراسان را فتح کرد و از نبود پهلوانان نامدار به راحتی راهی سیستان شد و در آنجا بر سر قبر رستم رفت و با کینه ای که از ایرانیان داشت این شعر را خواند:
سر از خاک بردار و ایران ببین
به کام دلیران توران ببین
یکی از وزرای ایرانی او که بی ادبی امیر را دید رو به او کرد و گفت اگر رستم زنده بود حتما" در پاسخ می گفت:
چو بیشه تهی ماند از نره شیر
شغالی به بیشه در آید دلیر

هیچ نظری موجود نیست: