زیب النسا شاعر معروف قرن دوازدهم هجری خدمتکار ادیب و شاعری به نام امانی داشت که برخی مواقع با یکدیگر به مشاعره می پرداختند.
روزی زیب النسا در حیاط کاخ مشغول قدم زدن بود که از خدمتکارش پرسید:"ای امانی گل صد برگ چرا می خندد"
و امانی نیز بلافاصله پاسخ داد
بر بقای خود و بر غفلت ما می خندد"
....
محمد حسین رجبی/مشاهیر زنان ایرانی وپارسی گوی از آغاز تا مشروطه/ص16
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر