۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

هذا الذی تعرف البطحا ء و طاته


از شاعران معروف عرب"همام"ملقب به ابو فراس است که به فرزدق مشهور گردیده است ،او در زمان حکومت بنی امیه زندگی می کرد.
وقتی ولیعهد بنی امیه، هشام بن عبد الملک در مراسم حج تلاش کرد تا حجرالاسود را لمس کند ولی ازدحام جمعیت مانع این کار می شد، ناگهان صفوف مردم شکافته شد و شخص عابدی که آثار بزرگی و خداشناسی از سیمایش هویدا بود براحتی به طواف کعبه برداخت و بعد به طرف حجرالاسود رفته و آنرا استلام نمود.هشام و یارانش که این صحنه را تماشا می کردند به خشم آمدند که ناگهان یکی از اهالی شام رو به هشام کرده و گفت:این فردی که مورد احترام مردم است کیست؟ هشام خود را به تجاهل زد و گفت او را نمی شناسم.
فرزدق که سحنان ولیعهد را می شنود به جلو می آید و می گوید من او را خوب می شناسم و قصید هء زیر را می خواند:
هذا الذی تعرف البطحا ء و طاته/والبیت یعرفه والحل و الحرم
هذا ابن خیر عباد الله کلهم/هذا التقی النقی الطاهر العلم
اذا راته قریش قال قائلها/ الی مکارم هذا ینتهی الکرم
یکاد یمسکها عرفان راحته/رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم
و لیس قو لک من هذا بضا ئره /العرب تعرف من انکرت و العجم
او کسی است که سنگریزه های سرزمین بطحا او را می شناسد کعبه و زمین حرم و بیرون حرم او را می شناسد.
او فرزند بهترین بندگان خداست او مردی متقی و سرشناس است وقتی قریش او را می نگرد سخنگوی قریبش می گوید: کرم وبزرگواری به او منتهی می شود.نزدیک بود رکن حطیم دست آن حضرت را در هنگام استلام حجر جذب کند.اینکه می گویی او را نمی شناسم به او ضرر نمی رساند زیرا عجم و عرب او را می شناسند.
این قصید ه طو لانی که چهل بیت است موجب شد که مستمری فرزدق را قطع و او را به عسفان تبعید و زندانی نمایند.
.....
حسین نوری/داستان باستان/ص194تا 205

هیچ نظری موجود نیست: