ثمین باغچه بان در سال 1304 در تهران به دنیا آمد و پس از گرفتن دیپلم هنرستان عالی موسیقی بهمراه حسین ناصحی برای ادامه تحصیل به ترکیه اعزام می شود. او فرزند جبار با غچه بان اولین آموزگار کر ولال ها بود. او با اولین ازدواج نمود وتا پیروزی انقلاب سال 57 آثاری را برای ارکستر نوشت.
سرانجام آهنگساز ونویسنده ایرانی در 29 اسفند 86 در منزلش در استانبول از دنیا رفت.احمدشاملو شعر زیر را به او و همسرش تقدیم کرده است:
چه بگویم؟ سخنی نیست.
می وزد از سر امید نسیمی.
لیک.تا زمزمه یی ساز کند
در همه خلوت صحرا به ره اش
نارونی نیست.چه بگویم؟سخنی نیست.
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه و دشمن پر
به کج اندیشی
خاموش
ننشسته است.
بام ها
زیر فشار شب
کج
کوچه
از آمد و رفت شب بد چشم سمج
خسته است.
چه بگویم؟ سخنی نیست.
در همه خلوت این شهر آوا
جز موشی که دراند کفنی نیست .
.......
روزنامه کارگزاران شماره 65 سال دوم/-17/1/1387
سرانجام آهنگساز ونویسنده ایرانی در 29 اسفند 86 در منزلش در استانبول از دنیا رفت.احمدشاملو شعر زیر را به او و همسرش تقدیم کرده است:
چه بگویم؟ سخنی نیست.
می وزد از سر امید نسیمی.
لیک.تا زمزمه یی ساز کند
در همه خلوت صحرا به ره اش
نارونی نیست.چه بگویم؟سخنی نیست.
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه و دشمن پر
به کج اندیشی
خاموش
ننشسته است.
بام ها
زیر فشار شب
کج
کوچه
از آمد و رفت شب بد چشم سمج
خسته است.
چه بگویم؟ سخنی نیست.
در همه خلوت این شهر آوا
جز موشی که دراند کفنی نیست .
.......
روزنامه کارگزاران شماره 65 سال دوم/-17/1/1387
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر