۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

شرح این قصه شنوازدو لب دوخته ام


فرخی یزدی از  روسنفکران و شاعران عصر مشروطیت بود.او در نکوهش حاکم یزد "ضیغم الدوله قشقایی "اشعاری را سرود که منجر به زندانی شدنش شد. .شاعر مبارز در زندان نیز دست از بیان حقیقت نکشید و حاکم ظالم یزد را با کلمات آتشینش مورد حمله قرار داد. سرانجام حاکم یزد دستور داد که لبهای شاعر را بهم بدوزند که فرخی آنرا چنین بیان میکند:
شرح این قصه شنوازدو لب دوخته ام
تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام
...
مهدی بامداد/ شرح حال رجال ایران/ج6 /ص201

هیچ نظری موجود نیست: