۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

دیرگاهی است که این سر با سودای تو گیج است


از زنان بزرگ وشاعر قرن هشتم هجری بانو باغبان اربیلی است که در آذربایجان به شغل کشاورزی مشغول بود ولی در ادبیات و فلسفه نیز  تدریس  می کرد.
این بانوی شاعر از مریدان شیخ صفی الدین اردبیلی بود.روزی بخاطر ارادت به شیخ شعری به زبان ترکی سرود و بهمراه مقداری سبزی توسط پسرش یرای استاد فرستاد که معنای شعر چنین است:
دیرگاهی است که این سر با سودای تو گیج است
دیر گاهی است که این چشم اشک خونین می ریزد
آیا نمی گویید که این بدبخت چه کسی است؟
وقتی شیخ شعر را خواند به پسرش گفت : چگونه به یاد مادرت باشم در حالیکه او سبزی را وزن نکرده می فروشد.
.....
محمد حسین رجبی/مشاهیر زنان پارسی گوی از آغاز تا مشروطه/ص28

هیچ نظری موجود نیست: